چند ماهی بود که نیلوفر اردلان مادر شده بود، اولین بازی کاپیتان بعد از زایمان بود. من هم با یکی از دوستانم در استادیوم بودم، شاید پنجاه نفری در کنار هم بودیم. یک آقا در سکّوی کناری ما، دور از ما در زیر سایه نشسته بود. بازی شروع شد و من برخلاف بقیه آرام بودم. چیزی که برایم عجیب بود این بود که هر چند دقیقهای نیلوفر به شکل سراسیمهای به سکّوها نگاه میکرد، به ما نه، به آن آقا که در سکّوی کناریمان بود! بعدها فهمیدم ایشون آقای مهدی توتونچی، همسر نیلوفر بودند.آن روز دیدم رایان در بغلِ پدر، شیشهشیر در دستِ پدر، و پرچم در دستِ رایان بود.
امید بر دوش شانه های وطن
مادرش او را مجهز، آمادهی میدان کرده بود و حالا پدر، سرش زیر پرچمی بود که پسرش آن را برافراشته داشت.
نمایش گزارش
12:08 - 7 فروردین 1405