چگونه والدین، قاتل اعتماد به نفس کودکان می‌شوند؟

اگر تصویری که از خودتان در ذهن دارید، یک دروغ بزرگ باشد؟! یک تصویر خیالی که با فروپاشی آن، هستی آدمیزاد ترک برمی‌دارد...ریشه این فریب بزرگ را باید در کودکی جستجو کنید؛ جایی که بی‌توجهی، تحقیر یا حتی محبت افراطی، پایه‌های یک خودشکنی بزرگ را بنا می‌کند.
گروه زندگی: خودپنداری سالم، کلید رشد فردی است، اما بسیاری از ما در دام «خودپنداری کاذب» یا «قرضی» گرفتاریم. تحقیقات نشان می‌دهد ریشه این مشکل به شیوه‌های نادرست فرزندپروری بازمی‌گردد؛ از تحقیر و بی‌توجهی تا مراقبت افراطی و محبت بی‌قیدوشرط. «امیر مردانی»، تسهیلگر والد و کودک با مدرک بین‌المللی QCB و پژوهشگر و فعال حوزه کودک و نوجوان، از خودپنداری و ریشه‌های آن در کودکی می‌گوید.

واقعی یا کاذب؟!

خودپنداری تصویری است که هر فرد از خود در ذهن دارد. این تصویر، مجموعه‌ای از باورها درباره توانایی‌ها، ویژگی‌ها و هویت فرد است که همیشه با واقعیت منطبق نیست. اگر این تصویر با توانایی‌های واقعی هماهنگ باشد «خودپنداری واقعی» شکل می‌گیرد که پایه رشد فرد است. اما گاه فرد ویژگی‌ها یا توانایی‌هایی را به خود نسبت می‌دهد که در واقعیت فاقد آن‌هاست و با تکرار و تلقین، این تصویر نادرست را در ذهن خود تثبیت می‌کند که در این صورت دچار «خودپنداری کاذب» شده است. این خودفریبی باعث توقف یادگیری و مانع شکوفایی او می‌شود.

خودپنداری قرضی؛ دیدن خود از نگاه دیگران

گاهی ما خودمان را نه از نگاه خود، بلکه از دریچه چشم دیگران یا یک جمع می‌بینیم. افرادی که خود را عمدتاً از نگاه دیگران تعریف می‌کنند، اغلب درجاتی از وابستگی را نشان می‌دهند. وقتی میزان این وابستگی زیاد باشد خودباوری و اعتمادبه‌نفس فرد ضعیف می‌شود و فرد برای باور به خود، مدام به دنبال «وام‌گرفتن» تأیید و دیدگاه از دیگران است و در نتیجه هنگام مواجهه با چالش‌ها و مشکلات زندگی، این افراد به‌شدت دچار تزلزل و بی‌ثباتی می‌شوند.

دور باطل خودپنداری ضعیف

خودپنداری ضعیف، فرد را در یک دور باطل گرفتار می‌کند. ازآنجاکه چنین فردی خود را به طور کاذب «قوی» می‌پندارد، انگیزه‌ای برای تقویت واقعی خود ندارد و در وضعیت ضعف باقی می‌ماند. این حالت که نوعی «خودشیفتگی کاذب» است، مانند یک ثروت خیالی است که در برابر ضربات سخت زندگی، مانند یک سوگِ فقدان، شکست در یک امتحان مهم، یا ناکامی در رسیدن به یک هدف بزرگ به‌سرعت فرومی‌ریزد.

ریشه اصلی را در کودکی باید پیدا کنیم

ریشه و عامل اصلی تضعیف خودپنداری اغلب به دوران کودکی بازمی‌گردد؛ ۱- تعریف و تشویق افراطی برای کارهای پیش‌پاافتاده که منجر به شکل‌گیری یک خودپنداری کاذب و شکننده می‌شود. ۲- تحقیر و تنبیه که به طور مستقیم اعتمادبه‌نفس کودک را تخریب می‌کند. ۳- الگوبرداری از رفتارهای درمانده‌وار والدین است. هنگامی که کودک شاهد باشد والدینش در برابر مشکلات کوچک زندگی، واکنشی کاملاً شکست‌خورده و درمانده از خود نشان می‌دهند، این باور را درونی می‌کند که رویارویی با چالش‌های زندگی غیرممکن است.

بی‌توجهی؛ سکوت ویرانگر

ارتباط صمیمی و توجه والدین، پایه اصلی شکل‌گیری خودپنداری سالم در کودک است. وقتی والدین به حرف‌های کودک گوش نمی‌دهند، به نقاشی‌هایش بی‌توجهی می‌کنند یا نسبت به موفقیت‌هایش بی‌اعتنا هستند، در واقع خودپنداری کودک را تضعیف می‌کنند. حتی یک گفت‌وگوی ساده هم برای تقویت خودپنداری کودک ضروری است. متأسفانه بعضی کودکان از همین حداقل توجه هم محروم‌اند؛ پدر یا مادری که همیشه با گوشی مشغول است یا از خستگی توان حرف‌زدن ندارد. بی‌توجهی والدین باعث می‌شود کودک در موقعیت‌های واقعی زندگی نتواند از خود دفاع کند، زیرا در عمق وجود خود را ضعیف می‌پندارد.

خشونت؛ شکستن گلدان وجود

خشونت و پرخاشگری والدین نیز آسیب جدی به خودپنداری کودک وارد می‌کند. شخصیت کودک درحال‌رشد، ابتدا مانند مسی نرم و انعطاف‌پذیر است و به‌تدریج محکم می‌شود. خشونت در این سال‌های حساس مانند شکستن گلدانی ارزشمند است، با این تفاوت که آثارش فوراً دیده نمی‌شود، بلکه سال‌ها بعد در مواجهه با چالش‌های زندگی خود را نشان می‌دهد.

تحقق آرزوهای برآورده‌نشده والدین

گاهی تلاش ما برای تقویت فرزندمان، نتیجه معکوس می‌دهد. این اتفاق زمانی می‌افتد که ناخودآگاه، می‌خواهیم آرزوهای برآورده‌نشده خود را به‌وسیله آنان محقق کنیم. مشکل از جایی شروع می‌شود که ما بدون درنظرگرفتن علاقه یا استعداد کودک، و بدون فراهم‌کردن آموزش و آماده‌سازی لازم، تنها از او نتیجه می‌خواهیم. برای مثال، وادارکردن کودکی به شعرخوانی در جمع، درحالی‌که ممکن است او نه علاقه‌ای داشته باشد، نه استعدادی، و نه اعتمادبه‌نفس لازم را. نتیجه این کار، شکستی دوگانه برای کودک است: هم شکست درونی به دلیل اجبار، و هم شکست بیرونی به دلیل عملکرد ضعیف.

انتظارات فراتر از توان کودک

الگوی خطرناک دیگر، تحمیل انتظارات فراتر از توان جسمی و سنی کودک است، مانند وادارکردن او به انجام حرکات ورزشی سنگین که صرفاً تحت‌تأثیر دیدن نمونه‌هایی در فضای مجازی و یا انجام توسط هم سن و سالان او است. این کار نه‌تنها می‌تواند به بدن کودک آسیب جدی بزند، بلکه به‌جای ساختن اعتمادبه‌نفس، خودپنداری او را تخریب می‌کند. پس باید همواره مراقب باشیم؛ چه‌بسا قصد ما «تقویت» باشد، اما عملکردمان به «تضعیف» منجر شود.

فرزندپروری استبدادی: کنترل خفقان‌آور

سبک فرزندپروری استبدادی، خودپنداری کودک را به‌شدت تضعیف می‌کند. در این سبک، والدین با کنترل افراطی و ایجاد محدودیت‌های غیرضروری، فضای رشد طبیعی کودک را از بین می‌برند. کودک در هفت سال اول زندگی نیاز به حرکت، بازی و کشف محیط دارد، اما والدین مستبد با فریادهای مداوم مانند «تکان نخور»، «به این دست نزن» و ... این نیاز طبیعی را سرکوب می‌کنند. مشکل وقتی حادتر می‌شود که والدین با خرید وسایل تزیینی گران‌قیمت فضای بازی کودک را محدودتر می‌کنند، اما تمایلی برای بردن او به پارک یا فضای باز ندارند. این رفتارها پیام مخربی به کودک می‌رساند: «ارزش این اشیا از تو بیشتر است». درحالی‌که برخی والدین تصور می‌کنند با نمایش ثروت، خودپنداری کودک را تقویت می‌کنند، در واقع دقیقاً برعکس عمل می‌کنند. باید پذیرفت که این کنترل افراطی است که پایه‌های خودپنداری سالم کودک را تخریب می‌کند.

مراقبت افراطی: محافظتی که خفه می‌کند

مراقبت افراطی از کودک، برخلاف نیت خیر والدین، به تضعیف خودپنداری او می‌انجامد. این سبک تربیتی که با اضطراب همراه است، مرز بین محافظت و کنترل را محو می‌کند. والدین با فریادهای مداوم مانند «نرو آنجا» یا «دست نزن» قصد محافظت دارند، اما در واقع در حال سرکوب کنجکاوی و استقلال کودک هستند. مراقبت واقعی باید هوشمندانه و نامحسوس باشد، نه اینکه با هر حرکت کودک، اضطراب خود را به او انتقال دهیم. نمونه بارز این آسیب، هنگامی است که کودک در حال کشف محیط است، مثلاً می‌خواهد اسباب‌بازی‌اش را باز کند اما ما به بهانه محافظت از وسیله، با سرزنش او را از این کار بازمی‌داریم. درحالی‌که راه درست، تشویق کنجکاوی و سپس هدایت آن است. در اینجا  نیت خیر محافظت از کودک، در عمل به آسیب روانی او تبدیل می‌شود و ما برای حفظ اشیا مثلاً جلوگیری از ریختن آب، شکستن وسایل و... شخصیت کودک را تخریب و خودپنداری او را تضعیف می‌کنیم.

محبت بی‌قید و شرط: هدیه مسموم

محبت بی‌قیدوشرط اگر از حد بگذرد، نه‌تنها به رشد کودک کمک نمی‌کند، بلکه خودپنداری او را تضعیف می‌نماید. وقتی محبت به لوس کردن تبدیل شود، یعنی تمام خواسته‌های کودک حتی غیرمنطقی‌ها را بی‌چون‌وچرا بپذیریم و هیچ مرز و محدودیتی برایش قائل نباشیم، در واقع داریم به شخصیت او آسیب می‌زنیم. برای نمونه، وقتی کودک را با امکاناتی فراتر از حد معمول به مدرسه می‌فرستیم، در ظاهر فکر می‌کنیم اعتمادبه‌نفس او را تقویت کرده‌ایم، اما در عمل نتیجه معکوس می‌گیریم. چنین کودکی می‌پندارد این برخورد ویژه حق مسلم اوست و وقتی در جامعه با برخورد عادی دیگران روبرو می‌شود، دچار سرخوردگی شدید می‌گردد. کمترین مخالفتی باعث می‌شود به گریه بیفتد یا پرخاشگری کند. در حقیقت، آنچه قصد داشتیم تقویت خودپنداری کودک باشد، به ضعف شخصیتی او انجامیده است. کودکی که هرگز «نه» نشنیده و با محدودیت‌های زندگی آشنا نشده، در مواجهه با واقعیت‌های جامعه ناتوان خواهد بود. تربیت درست، نه در محبت افراطی که در حفظ تعادل و رعایت مرزهای منطقی نهفته است.

سخن پایانی؛ دعوت به هوشیاری و مسئولیت‌پذیری

فرزندپروری، مانند باغبانی است. اگر نهال وجود کودک را بیش از حد محافظت کنید، پژمرده می‌شود. اگر به آن بی‌توجهی کنید، خشک می‌شود و اگر انتظار داشته باشید سریع‌تر از توانش رشد کند، می‌شکند. «امر تربیت، امر دشواری است، اما ممکن است. خوشبختانه با آموزش، دقت و لطف خداوند می‌توانیم سبک فرزندپروری خود را اصلاح کنیم. هدف نهایی ما باید تربیت انسانی باشد که بتواند به خود و دیگران کمک کند و حلقه‌ای از خیر و صلاح در جامعه باشد. این همان «باقیات‌صالحات» است که اثرات نیک آن تا ابد ادامه خواهد داشت.» پایان پیام/#خودپنداری #اعتماد_به_نفس #فرزندپروری #روانشناسی_کودک #تربیت_فرزند #والدین_هوشیار #کودک_سالم
15:07 - 30 مهر 1404
زندگی
کودک
مشاوره

4 بازنشر5 واکنش
103٫7k بازدید


3 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌کریمیان؛ با بینشِ جامعه شناختی‌
@Karimian30 مهر 1404
در پاسخ به
سلام متن را نخواندم!!! کلمه «قاتل» بار معنایی خاص خود را دارد و بکار گیری اینگونه کلمات در جای دیگری غیر از معنای واقعی آن می تواند این زشتی این عمل را در اذهان کوچکتر کند!!! آیا مجاز هستیم بجای کلمه کاستن و کاهنده اعتماد به نفس کلمه قاتل بکار ببریم؟؟؟!!!

@user175559591702 آبان 1404
در پاسخ به
اگر ما با دین اسلام آشنا باشیم ، تمام ظرائف تربیت در دین بیان شده

@user175559591702 آبان 1404
در پاسخ به
اگر با دین اسلام آشنا باشیم و به آن عمل کنیم تمام ظرائف تربیت در دین اسلام لیان شده است 🌹