از تحولات هیجانی کودک در دنیای دیجیتال چه میدانید؟
وابستگی به موبایل و بازیهای موبایلی، روان و هیجان کودکان ما را چه خواهان باشیم و چه حتی اگر نخواهیم، تحت تاثیر خودش قرار داده و میدهد؛ اما در این میان، ما به عنوان بزرگترِ یک کودک، از تحولات روانی و هیجانیاش در دنیای دیجیتال امروز چه میدانیم؟
گروه زندگی: عجیب نیست اگر بگوییم تا یک دهه گذشته، کودکانمان هنوز از اسباببازیهایشان لذت میبردند اما تغییر جهان آن هم در جهت تکنولوژیک شدنِ بیشتر، حتی ذائقه این فرشتههای کوچک زمینی را هم تغییر داده و همه ما این صحنه را شاید بارها دیدهایم که مادر یا پدری تلفن همراه را از دست کودکش میکشد و او تا دلتان بخواهد، گریه و زاری راه میاندازد و حتی پرخاشگر هم میشود. این وابستگی پیشرونده به موبایل و بازیهای موبایلی و به طور کل فضای مجازی، روان و هیجان کودکان ما را چه خواهان باشیم و چه حتی اگر نخواهیم، تحت تاثیر خودش قرار داده و میدهد؛ اما در این میان، ما به عنوان بزرگترِ یک کودک، از تحولات روانی و هیجانیاش در دنیای دیجیتال امروز چه میدانیم؟زهرا خزایی، روانشناس و درمانگر حوزه کودک و نوجوان، در این گفتوگوی مفصل، برایمان از این چالشهای عصر جدید کودکانمان و نحوه دست و پنجه نرم کردن با آنها میگوید.
عوامل افزایش پرخاشگری در کودکان
در سالهای اخیر شاهد افزایش اضطراب و پرخاشگری در کودکان هستیم؛ اما این تغییرات از کجا ریشه میگیرد؟ خزایی: افزایش اضطراب و پرخاشگری در کودکان یک پدیده چند عاملی است؛ یعنی نخستین عامل میتواند تحولات سریع اجتماع و فرهنگ باشد. کودکانِ امروز در معرض دنیایی قرار دارند که به دلیل پیشرفت تکنولوژی، سرعت تغییرات در آن، بیشتر از گذشته است؛ همچنین فشارهای اقتصادی، ناامنیهای اجتماعی، تغییر سبک زندگی خانوادهها و کاهش زمان کیفیت ارتباط والدین با فرزندان همگی میتوانند از عواملی باشند که زمینهساز ناامنی هیجانی در کودکان است.دومین عامل، محیط آموزشی رقابتی است؛ خیلی از بچههای امروز، در سن پایین و به دلیل فشارهای آموزشی، با مقایسههای مداوم روبهرو میشوند؛ این مقایسه، معمولا اضطراب و پرخاشگری را در کودکان افزایش میدهد. عامل سوم، تغییر در ساختار خانواده است. خانوادههای هستهای، کوچکتر شدهاند؛ ارتباطهای خویشاوندی مثل خاله و عمه و عمو و دایی و اقوام خیلی کمرنگتر شده؛ در نتیجه حمایتهای اجتماعی نیز به همین دلیل کاهش پیدا کرده است؛ این تغییرات، کودک را در برابر آن استرسهای زندگی، آسیبپذیرتر میکند.چهارمین عامل، وابستگی روانی کودک است. استفاده طولانیمدت از موبایل در کودک یک نوع وابستگی رفتاری ایجاد میکند که میتواند عملکردی شبیه اعتیاد را برای او داشته باشد. به همین دلیل والدین باید چهارچوبهای روشنی برای زمان و نوع استفاده کودکشان از رسانههای دیجیتال را تنظیم کنند.
نقش استفاده زودهنگام از موبایل در روابط اجتماعی کودک
سوالی که اینجا پیش میآید این است که نقش دنیای دیجیتال و استفاده زودهنگام از موبایل در شکلگیری هیجانات و روابط اجتماعی کودک چیست؟ خزایی: دنیای دیجیتال یک تیغ دولبه است؛ از یک طرف میتواند منبعی برای یادگیری و سرگرمی و ارتباط باشد اما از طرف دیگر استفاده زودهنگام و بیحدومرز از موبایل مجموعهای از مشکلات را برای کودک ایجاد میکند.این مشکلات عبارتند از تحریک بیش از حد سیستم عصبی؛ بازیهای دیجیتال سریع و تصاویر پرتحرک میتواند باعث کاهش آستانه تحمل و افزایش پرخاشگری آن هم در حد شدید در کودکان شود. البته مهارتهای ارتباطی را هم کاهش میدهد؛ اما چطور؟ کودکی که بیشترین زمانش را در فضای مجازی میگذرانَد، معمولا در تعاملهای چهره به چهره دچار ضعف میشود.
چالشهای تربیت هیجانی کودکان
طفلک والدین! به نظرتان امروزه در تربیت هیجانی کودکانشان با چه چالشهایی مواجه هستند؟ خزایی: والدین نسل امروز، بیشتر از هر زمان دیگری بین محبت و مرزگذاری دچار سردرگمی شدهاند. خیلی از آنها میخواهند که والدین مهربان و همراهی باشند اما از طرف دیگر نگرانند که کودک آنها حدومرز را یاد نگیرد. علاوه بر این، شرایط اقتصادی و مشغلههای کاری به تنهایی میتواند باعث کاهش زمان باکیفیت ارتباط والد با کودک شود.
این چالشها تمام میشوند؟
چالشهای دیگری هم در تربیت هیجانی کودک در عصر دیجیتال هست؟خزایی: دومین چالش در تربیت هیجانی کودکان میتواند تعدد منابع تربیتی باشد. خیلی از والدین از رسانهها، شبکههای اجتماعی و مشاوران، توصیههای متفاوت و متناقضی را میشوند. این باعث میشود که در شیوه تربیتی سردرگمی اتفاق بیفتد. ببینید در دنیای امروزی، ما روانشناسی زرد داریم و در فضای مجازی موضوعات زیادی از این قیبل شنیده میشود که میتواند تاثیر بگذارد، در حالی که بسیاری از این موضوعات، علمی نیستند و اشتباههای بسیاری دارند.
راهکارهای حفظ سلامت روان کودکان
حالا سوال اصلی که برای والدین پیش میآید این است که چطور میتوانند سلامت روان کودکشان را در این فضای اجتماعی پیشرونده حفظ کنند؟ خزایی: خب برای حل این موضوع، والدین میتوانند چند کار انجام دهند؛ یکی ایجاد ثبات در خانه است، یعنی حتی اگر جامعه و فضای مجازی پر از تنش است کودک ما باید احساس کند که خانه، یک جای امن و قابل پیشبینی است و آن فضای ناامنی را زیاد در خانه و خانواده تجربه نکند. قدم بعدی، گفتوگوی مناسب با سن کودک است. کودک حق دارد توضیحات ساده و قابل فهم درباره شرایط را بشنود، نه اینکه منِ پدر یا مادر او را در ابهام یا نگرانی رها کنیم. اگر زمان جنگ بود یا قرار بود اتفاقاتی بیفتد خیلی هم بد نیست که ما کودکمان را به شکل کلی در جریان آن موضوعات قرار بدهیم؛ چون بیاطلاعی و ابهام باعث نگرانی کودک میشود. سومین قدم، مدیریت هیجانات والدین است. کودک ما، بیشتر از شرایط بیرونی، معمولا از واکنشهای والدینش تاثیر میگیرد. آرامش والدین میتواند باعث آرامش کودک شود. چهارمین قدم برای تامین سلامت روان کودک، بازی و خلاقیت است. فعالیتهای هنری، قصهگویی، قصهدرمانی و بازیهای تعاملی میتواند نقش مهمی در تخلیه استرس کودک داشته باشد.
بازیدرمانی، راهکار رهایی کودک از احساسات سرکوبشده
اما بازیدرمانی چطور میتواند به کودک کمک کند تا احساسات سرکوبشدهاش را ابراز کند؟خزایی: بازی، زبان طبیعی کودک است؛ خیلی از هیجانات مثل ترس، خشم یا حسادت برای کودکان قابل بیان نیست؛ در بازیدرمانی، کودک با بازی با اسباببازیها و نقشآفرینیهایی که نمادین انجام میدهد میتواند احساساتش را بروز دهد؛ درمانگر هم میتواند با مشاهده، آنها را تفسیر کند و توضیح دهد و درک کند. این فرایند میتواند باعث کاهش فشارهای روانی، بازسازی و ترمیم هیجانات کودک شود.
جلسه مشاوره سنتی یا بازی درمانی؟
تفاوت بازیدرمانی با جلسات مشاوره سنتی چیست؟ خزایی: در جلسات مشاوره سنتی، محور اصلی گفتوگو بر روی کودکان است اما به دلیل محدودیتهای زبانی و شناختی کودک، فرایند مشاوره بسیار دشوار است اما بازیدرمانی به کودک اجازه میدهد که بدون نیاز به زبان پیچیده و تنها از طریق عمل و تخیل خودش صحبت کند. به همین دلیل بازیدرمانی میتواند یک روش موثر و بسیار طبیعی برای درمان موضوعات کودکان ما باشد.
اصلاح الگوهای رفتاری کودک
قصهدرمانی چطور میتواند در اصلاح الگوهای رفتاری کودک کمککننده باشد؟ خزایی: قصهدرمانی یک ابزار قدرتمند برای بازسازی شناختی و هیجانی کودک است؛ در قصه، کودک با شخصیتهایی مواجه میشود که مشکلات او را تجربه کردهاند؛ وقتی قهرمان قصه با شجاعت و خلاقیت مشکل را حل میکند، کودک به طور غیرمستقیم یاد میگیرد که او هم راهی برای حل مشکلات خودش پیدا کند.
بازیهای گروهی برای کودک
آیا خانوادهها بازی و قصه را برای کودک در قالب گروهی و خانوادگی هم به کار ببرند؟ یا فقط به حالت دو نفره و بین خودشان اکتفا کنند؟خزایی: بله چون این روشها در قالبهای گروهی و خانوادگی خیلی تاثیرگذار هستند؛ بازی گروهی باعث تقویت مهارتهای اجتماعی، نوبتگیری، رعایت اصول و نظم، و همدلی و همکاری میشود. قصهگویی خانوادگی یک فرصت است برای ایجاد فضایی صمیمی، انتقال ارزشها و کاهش تنشهایی است که بین کودک و والدینش اتفاق افتاده. که به این روش والدگری آگاهانه در دنیای دیجیتال میگویند.
والدگری آگاهانه در عصر دیجیتال چیست؟
مفهوم والدگری آگاهانه چیست؟ و در فرهنگ ایرانی چطور میتوانیم آن را پیاده کنیم؟ خزایی: والدگری آگاهانه یعنی والدین نسبت به آن هیجانات، نیازها و سبک تربیتی خودشان و فرزندشان یک شناخت و حضور ذهن داشته باشند. در فرهنگ ایرانی پیادهسازی والدگری آگاهانه به معنای ترکیب محبت سنتی با آگاهی علمی نوین وجود دارد اما والدین باید یاد بگیرند ضمن همدلی، مرزهای تربیتی را مشخص شده و روشن داشته باشند.
راهکار حل تعارض محبت و مرزگذاری
خیلی از والدین بین محبت و مرزگذاری دچار دوگانگی میشوند، راه علمی حل این چالش چیست؟ خزایی: محبت با قاطعیت میتواند یک راهکار مهم برای این موضوعات باشد. کودک باید بداند که مورد عشق بیقیدوشرط والدینش میباشد و رفتارهایش پیامد دارد. اما این پیامدها نباید تنبیهی و آسیبزا بلکه باید برای کودک، منطقی و آموزنده باشند.
اگر کودک پرخاشگری کرد چه کنیم؟
حالا بایید تصور کنیم والدین همه این راهکارها را انجام دادند اما در این فضای گسترده دیجیتال، اگر کودکمان رفتاری نامناسب یاد گرفت و از او سر زد چطور میتوانیم بدون تنبیه این رفتار را اصلاح کنیم؟ خزایی: اولین قدم میتواند توجه به رفتار مثبت باشد یعنی پدر و مادر بیشتر از اینکه به رفتار منفی کودکشان توجه کنند رفتارهای مثبت کودکشان را مورد توجه قرار دهند. به این سبک میگویند نادیده گرفتن هوشمندانه؛ یعنی رفتارهایی که منفی است و کودک برای گرفتن توجه ما انجام میدهد را به شکل هوشمندانه سعی کنیم که اصلا نبینیم. دومین قدم، جایگزینسازی رفتار است؛ برای مثال به کودک یاد بدهیم به جای پرخاشگری، خواستهاش را با کلام بگوید و این میتواند زمانی اتفاق بیفتد که ما خودمان آن را انجام داده باشیم و کودکمان به عنوان الگو از ما یاد بگیرد. چرا؟ چون کودک بیشتر از رفتار پدر و مادرش یاد میگیرد تا دعوا و نصیحت و تنبیه آنها. پس والدین به جای اینکه زبانی گویا باشند سعی کنند که رفتارهایشان تبدیل به الگو شود.
چگونه رشد هیجانی کودک را کنترل کنیم؟
نقش روزمره گفتوگوی روزانه والدین با کودک در رشد هیجانی و پرورش بُعد شناختی او در عصر دیجیتال چقدر مهم است؟ خزایی: گفتوگوی روزانه میتواند فرصتی باشد برای تقویت دلبستگی ایمن، توسعه دادن دایره لغات، یادگیری تنظیم هیجان و افزایش احساس ارزشمندی در کودک. حتی آن مکالمه ساده درباره اتفاقات روزمره میتواند کودک را به درک بهتری از خودش و جهان اطرافش برساند.
چه زمانی کودک را به مشاوره ببریم؟
با همه اینها، اگر والدین احساس کنند که فضای دیجیتال بر کودکشان تاثیر منفی گذاشته و دچار اختلال رفتاری شده، چه زمانی باید به روانشناس یا مشاور مراجعه کنند؟ خزایی: زمانی که رفتار کودک، تکرارشونده و شدید و مانع عملکرد روزانهاش میشود، پدر و مادر حتما باید کودکشان را به رواندرمانگر مراجعه دهند. نشانهها چیست؟ به عنوان مثال کودک، پرخاشگری مداوم در مدرسه دارد؛ هنگام جدایی از والدینش دچار اضطرابهای جدید میشود؛ منزوی شده و گوشهگیری افراطی دارد؛ در این میان، مراجعه زودهنگام به متخصص میتواند از مزمن و شدید شدن آن مشکلات پیشگیری کند.
خانوادهها برای کودکشان چه کنند؟
با توجه به هجمههای مختلفی که در رسانهها متوجه کودکان است و میخواهند طبق سلیقهشان به این نسل شکل دهند؛ شکلگیری هویت از چه سنی آغاز میشود؟ و آیا خانواده کودک میتواند نقشی داشته باشد؟ خزایی: درست است که هجمهها وجود دارد اما بذر اولیه هویت کودک از سه سالگیاش آغاز میشود. و زمانی که کودک خودش را به عنوان فرد مستقلی از دیگران میشناسد میتواند این اتفاق بیفتد.اما شکلگیری جدی هویت از سالهای دبستان آغاز میشود و تا نوجوانی تثبیت میشود. خانواده با پذیرش فردیت کودک، دادن فرصت انتخاب به او و تقویت نقاط قوت نقشی اساسی در این فرایند دارند و یادمان نرود که میتوانند مثل یک سپر محکم از کودکشان در برابر بار منفی دادههایی که هر روز ممکن است در معرضشان باشد ایمن کنند.#کودک#دنیای_دیجیتال#موبایل#فضای_مجازی 14:46 - 24 آبان 1404