از تحریف متون مقدس تا سفید شویی پرونده ی اپستین

✍️دکتر نصیبه سادات حسینی می‌توان گفت بسیاری از بحران‌های فکری و دینی در تاریخ بشر از نقطه‌ای آغاز شده‌اند که «تحریف» در ساحت فهم انسان راه یافت؛ تحریف در عقل، تحریف در شیوهٔ اندیشیدن، تحریف در فهم جهان هستی، تحریف در شناخت مخلوقات، تحریف در تصور خداوند و در نهایت تحریف در دین الهی. این روند از زمانی آغاز شد که انسان، به سبب برخورداری از الطاف و نعمت‌های ویژهٔ الهی، برای خود در کنار خداوند حقی مستقل قائل شد و بدین‌سان زمینهٔ دگرگونی در فهم وحی و حقیقت فراهم آمد.در این چارچوب، تاریخ بنی‌اسرائیل نمونه‌ای قابل تأمل از این فرایند به شمار می‌آید. بنی‌اسرائیل به پیامبران پس از حضرت موسی(ع) ایمان نیاوردند، زیرا آنان را خارج از قوم خویش می‌دانستند. همان قومی که پیامبری حضرت عیسی(ع) و پیامبر خاتم(ص) را برنتافتند، در نهایت حتی نسبت به دین و کتاب آسمانی پیامبر خود، یعنی تورات موسی(ع)، نیز پایبند نماندند. گزارش‌های تاریخی و دینی نشان می‌دهد که تورات در گذر زمان دستخوش تغییرات و دستکاری‌هایی شد که در نتیجهٔ آن، بسیاری از نشانه‌های اصیل وحیانی در آن کم‌رنگ یا دگرگون گردید.در تحلیل ریشه‌های این تحریف‌ها، دو رذیلهٔ اخلاقی بیش از هر عامل دیگری به چشم می‌آید: نخست «کبر و غرور» و دوم «حسادت» که خود زاییدهٔ کبر است. بنی‌اسرائیل به سبب کثرت پیامبرانی که از میان قوم آنان برانگیخته شده بودنددچار غرور شدند و از دل همین غرور، حسادت نسبت به پیامبران و اقوام دیگر پدید آمد. به گونه‌ای که آنان نه تنها پیامبران خارج از قوم خود را نپذیرفتند، بلکه به تحریف کتابی پرداختند که بنا بر باورشان از طریق وحی بر آخرین پیامبر قومشان نازل شده بود.
بر اساس مطالعات تاریخی در حوزهٔ کتاب مقدس، مجموعه‌ای که امروزه به عنوان «Bible» شناخته می‌شود، در طول حدود 1600 سال و به دست بیش از سی نویسنده نگاشته شده و به سه زبان عبری، آرامی و یونانی تدوین شده است. این مجموعه شامل 66 کتاب مستقل است که در دو بخش «عهد عتیق» و «عهد جدید» سامان یافته‌اند. در سنت یهودی، تنها بخش «عهد عتیق» که شامل 39 کتاب است به عنوان کتاب مقدس پذیرفته می‌شود و «عهد جدید» ـ که متون اصلی مسیحیت و اناجیل را دربرمی‌گیرد ـ مورد قبول آنان نیست؛ زیرا بر اساس باور یهودیان، سلسلهٔ نبوت با حضرت موسی(ع) پایان یافته است.از منظر برخی تحلیل‌های الهیاتی، بخشی از محتوای تورات موجود شامل روایت‌هایی است که با معیارهای عقلانی و الهیاتی سازگار دانسته نمی‌شوند. از جمله این موارد می‌توان به روایت خاصی از ماجرای آفرینش آدم و حوا اشاره کرد که در آن زن منشأ گناه معرفی می‌شود، یا توصیف‌هایی از خداوند که او را دارای ویژگی‌هایی انسانی و محدود نشان می‌دهد؛ مانند حسادت نسبت به جاودانگی انسان، شکست در کشتی با حضرت یعقوب، یا نسبت دادن ویژگی‌هایی همچون بخل و ناآگاهی از غیب. چنین روایت‌هایی در طول تاریخ مسیحیت زمینهٔ بروز یک چالش مهم فکری را فراهم ساخت.
عالمان مسیحی هنگامی که با پرسش‌های عقلانی دربارهٔ این مضامین روبه‌رو می‌شدند و پاسخ قانع‌کننده‌ای ارائه نمی‌دادند، به تدریج این دیدگاه را در میان پیروان خود گسترش دادند که قلمرو «ایمان» از قلمرو «عقل و اندیشه» جداست. این نگرش سرانجام به گزاره‌ای مشهور انجامید: یا باید به تمام محتوای کتاب مقدس ایمان آورد، یا در صورت طرح پرسش و تردید، فرد از دایرهٔ ایمان خارج می‌شود. چنین رویکردی در طول قرن‌ها به تثبیت نوعی تقابل میان ایمان و عقل در بخش‌هایی از جهان مسیحی انجامید.پس از حدود پانزده قرن سلطهٔ کلیسا بر ساختارهای فکری و اجتماعی اروپا، این وضعیت واکنش شدیدی در جامعهٔ غربی برانگیخت. بسیاری از متفکران و اندیشمندان اروپایی دینی را که به گمان آنان مانع پرسشگری و اندیشیدن بود کنار گذاشتند. این تحول فکری زمینه‌ساز شکل‌گیری رنسانس، گسترش اومانیسم و تأکید بر عقل‌گرایی در برابر دینِ تحریف‌شدهٔ یهودی ـ مسیحی شد. در ادامهٔ این روند، نفی اقتدار دینی در برخی جریان‌های فکری به نفی متافیزیک نیز انجامید و بخشی از اندیشهٔ غربی به سوی نوعی عقلانیت مادی و مادی‌گرایی لیبرالی گرایش یافت.در نگاه منتقدان این روند، برخی تحولات فرهنگی و حقوقی معاصر در غرب نیز در همین چارچوب تفسیر می‌شوند؛ از جمله مباحث مربوط به قوانین مرتبط با سقط جنین، مباحث اخلاق زیستی دربارهٔ پایان دادن به حیات بیماران خاص، قانونی شدن همجنس‌گرایی در بسیاری از کشورها، و طرح دیدگاه‌هایی دربارهٔ هویت‌های جنسیتی که فراتر از دوگانهٔ زن و مرد تعریف می‌شوند.
در سال‌های اخیر، بحث‌های جنجالی دیگری نیز در فضای رسانه‌ای و دانشگاهی مطرح شده است؛ از جمله موضوع پدوفیلی که گرچه در ادبیات علمی رایج به عنوان اختلال شناخته می‌شود، اما در برخی مباحث نظری پیرامون گرایش‌های جنسی مورد مناقشه قرار گرفته است. این مباحث با افشای پرونده‌هایی مانند ماجرای «جزیرهٔ اپستین» توجه افکار عمومی را بیش از پیش به پیوندهای پیچیدهٔ میان قدرت سیاسی، رسانه و برخی جریان‌های فکری جلب کرد. در پی این افشاگری‌ها، بحث‌هایی دربارهٔ اسناد و نظریه‌هایی مطرح شد که می‌کوشیدند امثال این رفتارهای انحرافی (پدوفیلی) را با ارجاع به عوامل زیستی یا در چارچوب آزادی فردی لیبرالی توجیه کنند.این امر بعید نیست زیرا، پیش از این تنها تا یک دهه ی قبل، غربی ها و امریکایی ها کمپین های همجنسگرایی را به آتش می کشیدند و یک نفرت عمومی نسبت به این قضیه دراین کشورها وجودداشت و این چرخش عظیم در طول یک دهه از انزجار تا قانونی شدن آن در سازمان ملل، امری بسیار عجیب و دور از ذهن به نظر می رسد. پس از افشای پرونده ی اپستین، پشت پرده های سیاسی تصویب این قوانین مضحک بین المللی هم معلوم شد. و اسناد علمی نوشته شده برای قانونی شدن پدوفیلی، روشن شد. اسنادی که علوم درباریِ سازمان ملل برای سفید شویی پرونده ی اپستین، تجاوز به کودکان را امری منوط به هورمون های اشخاص و در چارچوب آزادی فرد لیبرالی مجاز می دانست ....
اکنون، در این نقطه از تاریخ و جنگ تحمیلی ظالمانه ی صهیونی-امریکایی علیه ایران که معروف به جنگ اپستین شده است ، می توان دریافت که اسناد علمی که توسط روانشناسان و پزشکانِ درباری سازمان ملل برای تصویب و قانونی کردن LGBTQ+ داده شده نیز در جهت سفید شویی جنایت های امثال رئیس جمهور وقت امریکا و فساد مسئولین نظام لیبرال در جهان بوده است.بدین ترتیب، در نگاه این رویکرد تحلیلی، مسیر تاریخی‌ای ترسیم می‌شود که از تحریف در فهم وحی آغاز شده، به جدایی ایمان و عقل انجامیده و در ادامه، تحولات عمیق فرهنگی و اخلاقی در جهان مدرن غرب را رقم زده است؛ مسیری که همچنان موضوع بحث و مناقشه در حوزه‌های الهیات، فلسفهٔ دین و مطالعات تمدنی به شمار می‌آید.
18:49 - 10 فروردین 1405
جامعه
تاریخ
تحلیل و نظر

2 بازنشر3 واکنش
48٫3k بازدید