رولکسهای اصلِ تنهایی
نقدی بر «پدر، مادر، خواهر و برادر» را اختصاصی برای فارس تعاملی بخوانید.پدر، مادر، خواهر و برادر ساختهی جیم جارموش فیلمی حاصل از فروپاشیِ نظامِ جمعی در نظمِ خانوادههای غربی است. این اثرِ اِپیزودیک که در سِت کردن رنگ لباس، به افتخار کسی، با نوشیدنیِ غیرِ الکلی، آشامیدن، شخصیتسازیهای فردی و اتکا به فردیت در عاملین یک خانواده و... همجهت است، نتوانسته در سکوتهای خاصِّ آقای کارگردان تجربهی شگفتانگیزی در بیننده ایجاد کند که باعث شود او میلِ به کشف و شهود بیابد. جیم جارموش پس از «مرد مرده» که با بازیِ تحسین برانگیزِ جانی دِپ همراه شد، دیگر حرفی برای زدن ندارد و غافلگیریِ در پایانِ فیلمِ اپیزودیکاش هم تأثیری بر جزئیاتِ حاصل از آن نخواهد گذاشت. در واقع این فیلمساز هرگز ادبیات و لحنِ سینماییاش سلیقهی من نبوده چرا که باور دارم سینما را نه برای داستان که برای برانگیختنِ بیننده به وسلیهی جنبهی رسانهایاش برگزیده. اگر «قهوه و سیگار» این کارگردان را دیدهاید بهتر است این فیلم را انتخاب نکنید برای این فکت که فیلم با تظاهر به پُستمُدرن بودن میخواهد اَدای دیوید لینچ را در «داستان استریت» درآورد. مؤلف پلاکاردی در دست دارد و روی آن تصویرِ سادهای کشیده که میتواند رولکسِ تقلبی را به جای اصل بفروشد. این تقلب بزرگ اسماش سینما نیست بلکه همانکاری است که ساعتفروشهای دورهگرد حاضراند به خریدارِ چانهزن تا 70 درصد هم تخفیف دهند.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#رولکس #تنهایی #جیم_جارموش #پدر #مادر #خواهر #برادر #سینما #هنر #فرهنگ #نقد_فیلم #تحلیل_و_نظر #فارس #فارس_تعاملی #خبرگزاری_فارس #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #ایران🎩 @alirafieivardanjani بیچاره پدر و مادر
ساختِ پُرترهای از پرسوناژ که با ریکاری، دلسوزی و ترحم دیگران را بر میانگیزد درحالی که اصلاً قابلِ دلرحمی نیست نه تنها پدر و مادر بلکه خواهر و برادر را نیز تحتِ تأثیر قرار داده. به سکانسهای ابتداییِ فیلم توجه کنید: پسر و دخترِ مردی به دیدارِ پدر میروند. ما در ابتدا میبینیم که پدر در حالِ آماده کردن فضای خانه برای آمدنِ آنها است. پسر که مقداری از نیازِ غذایی و روزمرهی پدر را فراهم کرده دستِ آخر در هنگام جدا شدن از پدر نیز به او پول هدیه میدهد. پدری که از سر نداشتنِ اغذیه مجبور میشود با آب سادهای که آن هم از شیرِ لولهکِشی لیوانها را پُر کرده چگونه همچنان یادش مانده باید به افتخارِ مادرِ از دست رفتهشان بنوشد و جامها را به هم زنند؟ و... این پدر ساختهی توهمِ مؤلف و نه خیال او است چرا که گویی مؤلف به اندازهای خانوادهی خود را نقد کرده که از آنها بیزار شده این تالیفاسد در دیالوگهای یک دختر هنرجو و استادش در سریال «بیعاطفه» کمال تبریزی، نیز وجود دارد. سینما تکنیکِ انسانیت است و اولین تکنیکِ انسانیت زیستنِ مصالحهجو در کنار خانواده خواهد بود. این تکنیک که از غرب در شبکه نمایش خانگی ما نیز نفوذ کرده در فیلمِ «پدر، مادر، خواهر و برادر» به شکلِ پُستمُدرنی در حال ارتقاء یافتن به پوچی است؛ انسانهایی که خانوادهی خود را از دست بدهند و از غمِ نداشتن پشتوانه به افیون و مشروبات الکلی، اشاره به اپیزود انتهایی فیلمِ جیم جارموش، پناه برند، در نهیلیسم غرق خواهند شد و برآیند این گرایشات به ابزوردْ امپریالیسمی خواهد شد که برای نمایش نوکیسگی حاضر است ساعتی را به دست کند که با اصل مو نمیزند.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 @alirafieivardanjani خودفروختن به سبکِ غرب
انسان موجودی مرکب و اجتماعی است. این موجودیت در فیلمِ «پدر، مادر، خواهر و برادر» تبدیل به مرکب و غیرِاجتماعی شده. به اُپِنینگِ اپیزودِ دوم دقت کنید: مادر در حال آماده کردن منزل تا رسیدن دختراناش است. دخترِ کوچکتر به دروغ برای نشان دادن اینکه موفقیتی کسب کرده از دوستش خواهش میکند تا مثل یک راننده تاکسی برخورد کند. بعد از چندی ما کتابهایی نوشتهی مادر را میبینیم که در جعبهای قرار داده شدهاند و به گفتهی خواهرِ بزرگتر مادر دوست ندارد ما به آنها دست بزنیم؛ از POV دختر کوچکتر. این اپیزود که خالهزنکبازیِ محضِ جیم جارموش است به اندازهای تنها به دردِ سبزی پاک کردن میخورد که بودن یا نبودنِ آن ضربهای به ساختارِ اثر وارد نخواهد کرد. امّا اپیزود سوم که دختری در ماشین منتظر مانده تا برادرش بعد از موّادِ مخدر گرفتن نزد او بیایدو... این سه اپیزود که حاصل تنهاییِ خودخواستهی انسانِ عصرِ مُدرن هستند و این تنهایی را با جلبِ ترحمِ ریاکارانهای به دیگران نمایش میدهند یک پیامِ بد، به نظر من، دارند و آن این است که: خیال از آنچه که شما فکر میکنید فردِ رویاپرداز را تنهاتر خواهد کرد. اگرچه پدرِ پیر، مادرِ نویسندهی سالخورده و خواهری که نالههایش را برای برادرش آورده، در ظاهر شاید هیچ رویای کسی نباشد امّا این فکت را در نظر داشته باشید که رویای پیرِ مردِ ابتدایی شاید همان خودرویی باشد که رویش را پوشانده بود تا پسرش نبیند و همان پولی باشد که گرفت تا بتواند معشوقهاش را به رستوران دعوت کند.
انسانِ رویاباف یک موجودِ مرکبِ تنها است که برای مرتفع کردن نیازهای اجتماعیاش دست به هر ترحمی میزند؛ این فکتِ فیلم بسیار خطرناک است و یک رویا در انسانی مرکب و اجتماعی باید شکل بگیرد نه انسانی که از اجتماع توهمی بیش نصیباش نشود.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 @alirafieivardanjani 06:30 - 2 فروردین 1405