نوجوانها پای کار مبارزه با رژیم صهیونیستی
پای لانچر یا پشت پدافند ما امروز کجا این جنگ قرار داریم؟ هر کسی امروز نقشی دارد. جای ما کجاست؟
فارس-گروه نوجوان: بالای نردبان رفته بود تا غروب نشده نورافکنها آماده باشند چند قدم آنطرفتر دونفر دیگر در حال تنظیم سیستم صوتی هیئت بود. وقت اذان که شد صدای اذان یک نوجوان که تازه پشت لبش سبز شده بود بلند شد. تندتند و پشتسرهم چای میریخت انگارنهانگار که باگذشت نیم ساعت از اذان خودش هنوز افطار نکرده، به من که رسید چای تمام شد. خیلی خوشرو گفت: « معذرت میخوام آخرین کتری بود.»
کمی از چایخانه که فاصله میگرفتی گروههای دوتایی از بچهها در حال پخش لقمههای افطاری بودند که خودشان از صبح مشغول آمادهکردنش بودند.
هر طرف را که نگاه میکردم نوجوانها بوند که یک بخش کار دستشان بود و بهخوبی آن را مدیریت میکردند. به ترتیب دعای تولد و سوره فتح را پخش کردند. انگارنهانگار که نوجوان هستند و باید از زیر کار در بروند، کارفرما خودشان بودند. یک تیم نوجوان که با عدهای بزرگسال همکاری میکردند. ذهنم رفت روی دور تند و ۱۰ ۱۵ سال بعد را تصور کردم که هرکدام این نوجوانها قطعاً در آن روزها کارهای شدند و دوباره به هیئت دوران نوجوانیشان برگشتهاند و خاطرات این روزها را برای نوجوانهای هم محله ایشان تعریف میکنند. از جمعهای پرشور شبهای میدان محلهشان میگویند و از شب تا صبح از صبح تا شب فعالیتکردنشان.بعد نماز با سرعت نور موکتها را جمع کردند.
هوا تاریکتر که شد صدای انفجار و پدافند بود که میآمد؛ هرچه نگاه کردم و منتظر شدم کمکم خسته نباشید بگویند و روانه خانههایشان بشوند، انتظارم بینتیجه ماند. یکی از یکی شجاعتر، تازه افطار کرده بودند جان گرفته بودند برای باقی مراسم؛ عکاسشان دوربین به دست مثل پروانه دور جمعیت میچرخید و عکس میگرفت، چند نفرشان شروع کردند به پخش پرچم، یکی کیسهزباله به دست شد تا زبالهها را جمع کند و... .
از یکی از خادمها پرسیدم چند شب است اینجا هستید؟ گفت: «از شب اول آمدیم، هر کس هر کاری باشد انجام میدهد، همه میخواهند کار پیش برود.» کار دست نوجوانها بود علم بر دوش گرفته وظیفهشان را خوب شناخته بودند، کاربلد انقلاب بودند.دلگرمی آینده ایراناند، نوجوانهایی که زیر موشکباران تهران هر شب پایکار انقلاب و وطن ماندهاند قطعاً در آینده هم همینطور محکم و منسجم به سمت ساختن ایرانی محکم قدم برمیدارند.
21:36 - 28 اسفند 1404