کمکها به مردم ایران رسید!
چندتا از دوستام که موبایل آورده بودن از ته کلاس یواشکی گفتن جنگ شده!ما اولش جدی نگرفتیم ولی کم کم صداهای اطراف مدرسه زیاد شد.
صبح شنبه بود که بچههای مدرسه میناب، با مقنعههای سفید و مانتوهای رنگی، کوله آرزوهایشان را پر از کتاب کردند و راهی مدرسه شدند. دخترانی که هیچ وقت به خانه برنگشتند.در روزهایی که مردم دنیا از اسناد پرونده اپستین انگشت به دهان بودند؛ دونالد ترامپ بار دیگر با ننگی مثل کودککشی و جنگ طلبی روی زبانها افتاد و رهبر فقید انقلاب آیت الله العظمی خامنهای، ولی امر مسلمین جهان را به شهادت رساند.واکنشها به جنایت جنگی جدید آمریکایی_ صهیونی در دنیا زیاد است اما بخشی از این اعتراض سهم دانش آموزان ایرانی است.
تهرانی مقدم هم دانش آموز بود!
دونالد ترامپ در صفحه خود با جملاتی متناقض از نجات مردم ایران با بمب سخن گفت. بمبهایی که روی مدرسه کودکان معصوم ایرانی فرود آمدند. فاطمه دانش اموز پایه نهم از آن روز میگوید:«شنبه شیفت صبح بودم. مثل هر روز رفتیم مدرسه و سر کلاس نشستیم.چندتا از دوستام که موبایل آورده بودن قایمکی بهمون گفتن جنگ شده. ما اولش جدی نگرفتیم ولی کم کم صداهای دور و اطراف زیاد شد و مدیر مدرسه خبر رو اعلام کرد.فهمیدیم آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردن. یکی از بچهها بابت حمله به ایران شاد بود و تو راهروهای مدرسه میرقصید! وقتی شادی اون رو دیدم گریهام گرفت. باورم نمیشد کسی از خراب شدن خونه خودش شاد بشه. البته چند ساعت بعد وقتی صدای بمباران زیاد شد با گریه توی گروه کلاس صوت میفرستاد و از ترسش میگفت! وقتی رسیدم خونه از تلوزیون دیدم آمریکا به یه مدرسه حمله کرده. بعضی از دخترای مدرسه تو وسیلههاشون مثل من چادر جشن تکلیف صورتی داشتن. خون بچهها روی کتاب و کیفهاشون پاشیده بود.به دختری که تو مدرسه شاد بودن و حالا گریه میکرد گفتم دخترای میناب، با کمک ترامپ بهشتی شدن! من یه تصمیم مهم گرفتم.ترامپ و اسرائیل جعلی بچههای کوچیکتر از من رو شهید کردن که چی رو ثابت کنن جز وحشی بودن خودشون؟ این همه مدرسه و دانش آموز تو کشور هست. ما هم مثل شهید تهرانی مقدم که یه روزی دانش اموز بود؛ انقدر درس میخونیم و تو رشتههای مختلف پیشرفت میکنیم که انتقام تک تک بچههای شهید میناب رو از صهیونیستها بگیریم!»
من شبیه او میشوم
مبینا کلاس هفتم است و ساکن کرج. شهری که مثل تهران و دیگر استانها مورد حملات وحشیانه آمریکایی_صهیونی است:«من از این صداها نمیترسم. به خدا نمیترسم. ما باید با دشمن ایران بجنگیم تا بفهمه هر چی بگه ما گوش نمیدیم. آخرش میخواد چی کار کنه؟ ما رو شهید کنه؟ انقدر ترسو هستن که نتونستن قدرت ما رو ببینن و رهبر ما رو شهید کردن. حالا چی شد؟ ما دانش آموزا تصمیم گرفتیم یکی بشیم مثل آیت الله خامنهای!یادمه تو کتابخونه مدرسه ما، کتابهای رهبر رو داشتیم. وقتی مدرسهها حضوری بشه اون کتابها رو میخونم. میخوام از رهبر شهید یاد بگیرم چی کار کرد که همه زورگوهای دنیا پیشش کم آوردن. من مطمئنم شجاعت ایرانیها رو توی کتابهای تاریخ بنویسن.این دو شب من با مادر و برادرم توی همه تجمعاتی که برگزار شد شرکت کردیم. بعد افطار با بسیجیهای محله جلوی مسجد موکب زدیم. عکس رهبر شهیدمون رو به دیوار پارچهای موکب چسبوندیم و تا نیمههای شب توی خیابون موندیم. تعداد ما خیلی زیاده. انقدر که دشمن تا حالا فهمیده با شهید کردن ما، چیزی از قدرت ایران کم نمیشه.»
اشک آسمان
مهسا اول راهنمایی است و ساکن رشت. شهری که این روزها بارانی و سرد است اما سردیاش پیش گرمای دل مؤمنان کم آورده:«بعد از سحری داشتم شبکههای تلوزیون رو بالا پایین میکردم که خشکم زد. فکر کردم دارم اشتباه میبینم یا حتی شاید تلوزیون رو هک کردن!اما خبر واقعی بود. مجری پیراهن سیاه پوشیده و خبر شهادت حضرت آقا رو می گفت. قلبم شکست. ترسیدم اولش.از اینکه آینده ایران و ما چی میشه. مادرم همون طور که گریه میکرد گفت انقلاب ما به انقلاب حضرت مهدی متصل میشه و خدای رهبر زنده است. دلم آروم شد.با پدر و مادرم لباس مشکی پوشیدیم و با چتر از خونه زدیم بیرون.هوا روشن نشده، میدون شهرداری رشت پر از جمعیت بود. همه مثل ما با شنیدن خبر اومدن بیرون.از جایی که من ایستاده بودم میشد مجسمه میرزا کوچک جنگی رو که توی میدونه دید. امروز نوبت ماست که مثل سردار جنگل جلوی دشمن بمونیم. مامانم بهم گفت این فقط یه اجتماع ساده نیست. سهم ما از امنیت ایرانه. از اون روز با اینکه سرما و بارون رشت خیلی شدیده، ما بازم توی تجمعات گلزار شهدا و میدون شهرداری شرکت میکنیم.امروز صبحم توی اتاق خودم یه عکس از رهبر رو به دیوار زدم. هیچ وقت یادم نمیره آمریکا و اسرائیل، دشمن ما هستن.»#رهبری #جنگ #آمریکا #اسرائیل #رهبر_شهید #ایران #قدرت_ایران #نوجوان 13:13 - 3 مارس 2026