۱۱۰ سربند نذر سیدعلی

هوا زمستانی بود و سوز داشت، دست کوچکش که با آن سربند ها را نگه داشته بود، از سرما، قرمز شده بود، اما انگار اصلا برای دخترک این چیزها مهم نبود.
خبرگزاری فارس، ام سلمه فرد: دخترک از بعدازظهر دیگر، آرام و قرار نداشت، لباس هایش را آماده گذاشته بود و مدام در میان خانه تکرار می‌کرد: «تو رو خدا امشب زودتر از دیشب بریم راهپیمایی.» قبل از افطار، نمازش را خواند، بعد اندک افطاری خورد و یک لقمه هم آماده کرد و گذاشت در کیفش، چون می دانست، ساعت برنامه طولانی است، فکر کرد که حتما گرسنه خواهد شد، پس تصمیم گرفت که مجهز بیاید.دل در دلش نبود تا زودتر برسد به محل مراسم.از ذوق، مدام لبخند می زد و دائم تکرار می کرد: «۱۱۰ سربند نذر سید علی»در این چند شب که حضور با عظمت مردم و سیل کثیر کودکان را دیده بود، دلش می خواست تا در حد توان، کاری برای رهبر شهیدش انجام دهد. به همین خاطر به مادر پیشنهاد داد تا با پول تو جیبی هایش سربند بخرد و بین کودکان پخش کند.
فروشنده وقتی، متوجه نیت زیبای دخترک شد، تعداد زیادی سربند هم، از طرف خودش، به دخترک هدیه کرد، تا او هم در این نذر مهربانی، سهمی داشته باشد‌.هوا زمستانی بود و سوز داشت، دست کوچکش که با آن سربند هارا نگه داشته بود، از سرما، قرمز شده بود، اما انگار اصلا برای دخترک این چیزها مهم نبود، او فقط دلش میخواست، همه سربند ها را بین بچه ها پخش کند و شاهد استقبال و اشتیاق آنها باشد.
حاشیه جمعیت، قدم می زد و با شادمانی، یکی یکی سربندها را به دست کودکان می‌سپرد.و بعد که کمی از آنها فاصله می‌گرفت و دور می شد، زیر چشمی نگاهی می انداخت تا عکس العمل بچه ها را ببیند، وقتی میدید که آنها با خوشحالی سربند ها را بر پیشانی می بندند، چشمانش از شادی برق می زد و آه بلندی از رضایت و افتخار، می کشید.
دخترک نذر کرده بود تا هر شب بین بچه ها ۱۱۰ سربند پخش کند، به نیت پیروزی ایران و برای شادی روح بلند رهبر شهید، سید علی خامنه ای.دخترک یقین داشت که اگر کسی دل بندگان خدا را شاد کند، خدا نیز جبران می کند و آرزویش را برآورده می کند، او امشب دل کودکان را شاد کرد، در حالی که بزرگترین آرزویش «نابودی اسرائیل» و ظهور امام زمان (عج) است.
۱ MB
09:35 - 6 مارس 2026
کودک
نوجوان
خط رهبری