لازم نیست همه شنیده شوند
در این دنیا ۸٫۲۳۹٫۸۶۷٫۹۵۲ آدم وجود دارد. میدانم که احتمالاً عددها را نخواندید و بیتفاوت از کنارشان گذشتید.همین اتفاق، دقیقاً شبیه کاری است که اغلب با حرفهای آدمها باید بکنیم؛ چرا در مقابل حرف های آدمها مکث میکنیم و بهم میریزیم؟ مثل همین عددها اصلا نباید ببینیم و بشنویم.عجیب است که چطور به حرفهایی توجه میکنیم که هیچ نقش واقعیای در زندگی ما ندارند. یک جملهٔ ساده، یک نظرِ گذرا، میتواند ساعتها ذهنمان را درگیر کند. شروع میکنیم به فکر کردن، به شک کردن، به زیر سؤال بردن خودمان؛ بیآنکه لحظهای از خود بپرسیم این حرف از چه کسی آمده و چرا باید اینهمه مهم باشد.همانطور که به عددها توجه نکردید، به حرفهایشان هم توجه نکنید. بیشترِ حرفهایی که آدمها دربارهٔ ما میزنند، نه از شناخت میآید و نه از آگاهی. اغلب بازتاب حالوهوای خودشان است؛ ترسها، کمبودها و قضاوتهایی که ربطی به ما ندارند. ما فقط نقطهای هستیم که این حرفها روی آن فرود میآیند.مشکل از جایی شروع میشود که این صداها را جدی میگیریم. آنها را در ذهنمان نگه میداریم، بارها مرور میکنیم و اجازه میدهیم حالمان را تغییر دهند. در حالی که بسیاری از این حرفها حتی ارزش یک مکث کوتاه را هم ندارند. نه به این دلیل که ما بیاهمیتیم، بلکه چون آن حرفها بیاهمیتاند.آدمهایی که واقعاً مهماند، با حرفهایشان آرامش میآورند، نه آشفتگی. نقدشان روشن است و نیتشان قابل فهم. باقی صداها، مثل همان عددها، فقط میآیند و میروند.در دنیایی با اینهمه آدم، طبیعی است که حرف زیاد باشد. اما لازم نیست همه شنیده شوند، و قطعاً لازم نیست همه جدی گرفته شوند.
08:36 - 30 آذر 1404