روایت ناتمام آن چشم‌ها

از همان زمان شهادت مقام معظم رهبری، عروس، دختر و نوه‌ ۱۴ ماهه‌شان زهرا محمدی گلپایگانی با آن چشمان رنگی و نگاه پاک و زلال حالا ۳۰ شب است که همان نگاه هر شب در تمامی شهرهای کشور دیده می‌شود. باور نمی‌کنید، کافی است امشب را چند قدمی با من همراه شوید.
خبرگزاری فارس_ استان‌ها: فرقی ندارد اهل کدام شهر یا روستا باشید هم اینکه ساکن کشورمان ایران باشید کافی است.امشب مثل همه ۳۰ شب تجمعات شبانه تهران اول از خیابان انقلاب رد می‌شویم، هوا امشب کمی سردتر است. صدای جمعیت اطراف کم‌کم در هم می‌رود و فقط ندای تکبیر آدم‌ها می‌ماند. توی چنین شبی، هر کسی که از کنارت رد می‌شود، انگار یک تکه از همان گرمای جمعی را همراهش حمل می‌کند.بیا این‌جا را نگاه کن… سر چهارراه، گروهی ایستاده‌اند شعار می‌دهند!

چشم‌های کودکانش را مثل ستاره بالا آورده

نورهای شهر از لابه‌لای درخت‌های تازه جوانه زده می‌تابد و روی زمین سایه‌هایی می‌کشد که آرام تکان می‌خورند. از دور فقط شکل‌ها مشخص‌اند، ولی وقتی نزدیک می‌شویم، چهره‌ها دیده می‌شود:پیرمردی که عصا در دست دارد و دختر جوانی که بازویش را گرفته... زوجی که دستانشان را گره کرده و فریاد حیدر حیدر سر می‌دهند... به‌اندازه‌ای که انگار جهان اگر همین حالا خاموش شود، کافی‌ست همین یک نفر کنارت باشد. و باز…بچه‌ها.انگار این شهر در تاریکی شب، چشم‌های کودکانش را مثل ستاره بالا آورده.

این شهر خانه‌ی همه‌ی ماست

یکی‌شان را می‌بینی؟ پسرکی که روی دوش برادر بزرگ‌ترش نشسته. شال‌گردن سفید تا روی دهانش بالا آمده و فقط دو چشم برق‌زده از زیر کلاه قرمز رنگش بیرون مانده!همین که نگاهش می‌کنی، لبخند می‌زند. لبخندی که مثل یک چراغ کوچک، توی دل سرمای تهران روشن می‌شود.ببین… لحظه‌ای که لبخند می‌زند، جمعیت انگار کوتاه‌قدتر می‌شود، آدم‌ها آرام‌تر کنار هم می‌ایستند و تو حس می‌کنی که بین تمام این آدم‌ها بدون اینکه کسی چیزی بگوید یک حس مشترک وجود دارد:این شهر خانه‌ی همه‌ی ماست. و هیچ‌کس در خانه‌اش تنها نیست.قدم بزنیم...

چقدر آدم‌ها در این شب‌های تجمع دلشان برای هم می‌تپد

به خیابان بعدی که می‌رسیم، نسیم خفیفی می‌وزد. چند نفر ایستاده‌اند و سعی می‌کنند پتو را بهتر دور بچه‌ای که بغلشان است جمع کنند. پدر آرام می‌گوید: سرده؟ بچه سرش را تکان می‌دهد. پدر لبخند می‌زند، بی‌هیچ حرفی فقط پیشانی‌اش را می‌چسباند به پیشانی کودک و همراه جمعیت دعای فرج می‌خوانند صحنه‌ای بسیار زیبا وقتی همه توسل می‌کنند به امام زمان علیه السلام تو این صحنه را که می‌بینی ناخودآگاه یک چیزی توی سینه‌ات می‌لرزد. دلت قرص می‌شود پرامید هر طرف را که نگاه می‌کنی چمشت به چشمان کودکانی گره می‌خورد که محکم و مطمئن پرچم کشورمان را در دست گرفته و در آسمان تهران تکان می‌دهند... انگار یک جور آشنایی از این‌که فکر می‌کنی، چقدر آدم‌ها در این شب‌های تجمع دلشان برای هم می‌تپد.من تو را آرام جلو می‌برم از میان این صداها، پلاکاردها، پرچم‌ها و نورها... انگار در دل تهران دارید یک حقیقت ساده اما عمیق را دوباره یاد می‌گیرید:آدم کنار این بچه‌ها قوی‌تر، گرم‌تر، و واقعی‌تر است.امشب تهران درخشان نیست… اما بچه‌ها، همین بچه‌های کنار تو، شهر را روشن کرده‌اند.#جنگ #جنگ_رمضان #رهبر_شهید #رهبر #تهران
09:00 - 13 فروردین 1405
حماسه و مقاومت
استان ها
خراسان رضوی



1 پاسخ

@IranParastt25 دقیقه پیش
در پاسخ به
ا
ایران پرست

@IranParastt  •  1 روز پیش

مطالبه

درخواست از کشور اسپانیا برای بستن تنگه جبل الطارق بر کشتی های دشمن

ممانعت از ورود دریایی تسلیحات دشمن به منطقه

وزارت امور خارجه

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه