💠شیرت را خوردهای و مادر آرام در آغوش تابت میدهد.احتمالا مادربزرگ که مشغول گلدوزیروی روبالشی آیندهات هست به مادرت میگوید که حمام ده روزگی مجتبی را که کردیم عقیقه هم که زدیم عید فطر است و میتوانیم نهار آبگوشت به مهمانها بدهیم.💔خواهرت آنطرفنشسته و نقاشی میکشد .خودش،مامان، بابا و تو را. تو در نقاشیاش بزرگ شدهای.قد کشیدهای و بادبادکی در دستانت هست.لبخند میزنی .به صدای لالایی مادر یا به قول مادربزرگ به بازی فرشتهها؟راستی هنوز میبینی اهالی بهشت را؟ میگویند کودکی که به دنیا می آید تا دوسالگی چشمدلش باز است و میتواند آمد و شد ملائک را ببیند. امشب خیلی لبخند به لب داری. خانهتان از حضورشان شلوغ است احتمالا.💔انگار خبر برایت آوردهاند که قرار است به همان باغ زیبا برگردی اما اینبار با همهی اهالی این خانه که چهار روز است میشناسیشان انگار از اول خدایت تو را فرستاده بود به اینسفر بیایی و شیاطین را رسوا کنی و دوباره برگردی.فقط خدا کند یک دل سیر شیر خورده باشی و مادرت تو را خوابانده باشد و بعد راهی سفر شده باشی.🕊 مطمئنم انتقام مجتبیِ کوچولو رو سربازهای آقا سید مجتبی خامنهای میگیرن، شک ندارم.❤️🩹
موج 57 به مجتبی سه روزه که در آغوش مادرش به شهادت رسید تقدیم گشت ...ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نمایش گزارش
12:27 - 26 اسفند 1404