رمزگشایی از حس مفیدبودن در بحران
این روزها اگر مثل بزرگترها بودیم شاید بهتر میدانستیم چهکار کنیم و چه کمکی از دستمان بر میآید. حالا در سن نوجوانی هستیم شاید احساس کنیم نمیتوانیم مفید باشیم اما چرا نباید این احساس را داشته باشیم؟
فارس - گروه نوجوان: شاید این روزها، بیشتر از همیشه این سؤال برایمان پیش بیاید: من در این شرایط چه کاری از من برمیآید؟ آیا کارهایی که انجام میدهم واقعاً مفید است؟ چرا بعضیها حس میکنند در بحران همهکاره هستند و بعضی دیگر احساس میکنند هیچکارهاند؟
دکتر زهرا مطهری نسب، روانشناس و کارشناس مسائل اجتماعی، معتقد است که گرفتار شدن در این سؤالها، اگر با یک اشتباه رایج همراه شود، میتواند ما را از حس مفیدبودن دور کند. آن اشتباه،مقایسهکردن بینتیجه خودمان با دیگران است.
در این گفتوگو، ایشان از زاویهای تازه به مقوله احساس مفیدبودن نگاه میکنند؛ نگاهی که فراتر از شعارهای انگیزشی، بر شناخت ظرفیت شخصی و تطبیق آن با نیاز جامعه تأکید دارد.
احساس مفیدبودن؛ تعریفی که با شخصیت شما گره میخورددکتر مطهرینسب در ابتدا تأکید میکنند که احساس مفیدبودن یک تعریف مشخص و خطی ندارد: «احساس مفیدبودن از نظر افراد مختلف، تعاریف و تعابیر مختلفی دارد. این به ظرفیت و شخصیت افراد برمیگردد. هرکس یک سری تواناییهایی دارد که میتواند گسترششان بدهد، اما درعینحال محدودیتهایی هم داریم.»
ایشان با ذکر مثالی از شرایط جنگی، این نکته را روشن میکنند که مفیدبودن، یک رقابت نیست. اگر یک مرد وظیفه حفاظت مسلحانه در شب را بر عهده میگیرد، به این معنا نیست که نقش یک زن در آن شرایط کمرنگ است. برعکس، زنان در پشتجبهه و حتی در جبهه، کارهایی (مانند پرستاری، آشپزی، شستشوی لباس رزمندگان) انجام میدادند که مردان به آن خوبی از پس آن برنمیآمدند. «باید من نگاه کنم ببینم باتوجهبه شرایط، شخصیت و ظرفیتی که دارم، چهکارهایی میتوانم انجام بدهم. اینکه وسواس بشوم و توی خودم بیفتم که کار من مفید هست یا نیست، خودش آفت است.»
اولین گام: شناخت خود یکی از نکات کلیدی این گفتگو، هشدار درباره انتخاب مسیرهایی است که با ساختار وجودی ما هماهنگ نیست. ایشان تأکید میکنند که احساس مفیدبودن پایدار، زمانی حاصل میشود که کار را «باقوت و به نحو احسن» انجام دهیم، نه اینکه صرفاً برای مفیدبودن، کاری خارج از ظرفیت خود را ناقص انجام دهیم. «مثلاً ممکن است یک نفر بگوید من حتماً میخواهم پزشک یا پرستار بشوم. از او میپرسند: توان شببیدار ماندن را داری؟ میگوید: نه، من رأس ساعت هفت شب خوابم میگیرد. این شغل مناسب تو نیست.» به باور دکتر مطهرینسب، این شناخت نیازمند خودآگاهی و گاهی مشورتگرفتن از بزرگترها و افراد توانمندتر در آن حوزه است.
در بخش میانی گفتگو، ایشان به مصادیق عینی اشاره میکنند که نشان میدهد چگونه میتوان در شرایط بحرانی (مانند جنگ یا بحرانهای اجتماعی)، سرمایههای اجتماعی خود را گسترش داد.
۱. نقش آفرینی بر اساس تخصص و تحصیل: «من روانشناسی خواندم و کار روانشناسی انجام میدهم. سعی میکنم علاوه بر مسئولیتهای شخصی و خانوادگی، برای افرادی که در این شرایط استرس را تجربه میکنند، نقش حمایتی ایفا کنم.»
۲. ابتکار عمل آموزشی در سطح محلی: «یک دانشآموز میتواند به مسجد برود و اعلام کند: من میتوانم برای دانشآموزان کلاس هفتم یا پایههای پایینتر، بهصورت حضوری و در محیطی کوچک، کلاس تقویتی برگزار کنم.»
۳. حضور مجازی و روشنگری:«کارهای مجازی برای تبیین و فعالکردن افرادی که دچار جنگ شناختی شدهاند، بسیار ارزشمند است. شما دانشآموزان میتوانید این کارها را بهخوبی انجام دهید.»
۴. حضور میدانی و همراهی با مردم: «در کنار کارهای مجازی، حضور در خیابانها و صحنه همراه با مردم، به شما کمک میکند احساس کنید که مفید هستید.»
دکتر مطهرینسب بحرانها را فرصتی برای گسترش سرمایه اجتماعی میدانند: «در بحران، میزان همکاری و مشارکت بالا میرود. باید سرمایههای اجتماعیتان را گسترش بدهید؛ اما با وضعیتی که دارم، ظرفیتی که دارم، شخصیتی که دارم و توانایی که دارم.»
نسخه عملی برای شروعدر پایان از دکتر مطهرینسب میپرسیم اگر کسی امروز، در خانه یا جامعه خود، نمیداند چطور شروع کند، چه باید بکند؟ایشان با تأکید بر سه اصل پاسخ میدهند:۱.شناخت: ببینید دقیقاً چه چیزی در توان شماست و چه محدودیتهایی دارید. قرار نیست همه کارها را همه مردم انجام دهند.۲.تطبیق: نیاز جامعه را با توانایی خودتان گره بزنید. کار مفید، پاسخی است متناسب به نیاز واقعی.۳.اتقان: کاری را که بر عهده میگیرید، اگر کوچک هم هست، به نحو احسن و باقدرت انجام دهید. انجام ناقص کار خارج از ظرفیت، نه به شما حس مفیدبودن میدهد و نه کمکی به جامعه میکند. «نه اینکه منفعل باشید و هیچ کاری نکنید، نه اینکه کارهای خارج از ظرفیت و تواناییتان را به عهده بگیرید و ناقص انجام دهید. تعادل یعنی همین.»
08:03 - 13 فروردین 1405