پیامدهای استفاده از ابزار قدرت به جای قانون؛ هشدار درباره آینده بی‌ثبات جهان

کارشناس علوم سیاسی قزاق با بررسی پیامدهای تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، نسبت به گسترش بی‌ثباتی، افزایش افراط‌گرایی و حتی احتمال رکود اقتصادی در چین هشدار داده و تأکید می‌کند این تحولات می‌تواند آسیای مرکزی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «کنستانتین سیروژکین» دکتر علوم سیاسی و چین‌شناس مقیم قزاقستان در گفت‌وگو با پایگاه تحلیلی «SPIK.KZ» به بررسی تحولات جاری غرب آسیا و پیامدهای آن برای جهان و آسیای مرکزی پرداخته است که با متن کامل آن در زیر آشنا می‌شوید. سوال: بهانه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، ظن به توسعه سلاح هسته‌ای بود. «کنستانتین لوویچ»، آیا به نظر شما جنگی که آغاز شده، دیگر کشورها را نیز به سمت دستیابی به چنین سلاحی سوق نخواهد داد؟ همه می‌بینند که قدرت‌های هسته‌ای می‌توانند به‌راحتی به کشورهایی که چنین سلاحی ندارند، حمله کنند، در حالی که مثلاً کره شمالی که رژیم آن حتی از نظر آمریکا نامطلوب‌تر از ایران است، از هدف حمله قرار گرفتن هراسی ندارد. این وضعیت چه پیامدهایی برای سیاره ما خواهد داشت؟پاسخ: ظن به اینکه ایران در حال توسعه سلاح هسته‌ای است (که البته کاملاً بی‌اساس است: نه تنها توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بلکه توسط دستگاه‌های اطلاعاتی خود آمریکا نیز تأیید نشده) به‌هیچ‌ وجه دلیل اصلی تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه این کشور نیست. استفاده از واژه «تجاوز» در اینجا کاملاً بجاست، زیرا این عملیات با هیچ‌ یک از معیارهای حقوق بین‌الملل سازگار نیست. ارجاع به «تهدید وجودی» از سوی ایران، فریبکارانه می‌باشد. ایران هیچ تهدیدی برای رژیم صهیونیستی یا آمریکا محسوب نمی‌شد. همان‌طور که روسیه نیز تهدیدی برای کشورهای اروپایی نیست. همه این‌ها ساخته و پرداخته سیاستمداران بی‌کفایت است.
در پاسخ به پرسش شما باید بگویم: بله، ما وارد دوره‌ای بسیار خطرناک می‌شویم. مشکل فقط این نیست که در آینده نزدیک کشورهای بیشتری خود را ناگزیر به داشتن زرادخانه هسته‌ای خواهند دید. هرچند اگر واقع‌بین باشیم، داشتن چنین سلاحی امروز تضمینی برای مصونیت از تجاوز خارجی نیست و نمونه درگیری میان روسیه و «ائتلاف داوطلبان» گویای این موضوع است. مشکل اصلی این است که بسیاری از سیاستمداران عوام‌فریب از استفاده از سلاح هسته‌ای ترس ندارند، معیارهای استفاده از آن مبهم شده و این سلاح کارکرد اصلی خود، یعنی اثر بازدارندگی را از دست داده است. باید یادآوری کنم که در جنگ هسته‌ای هیچ برنده‌ای وجود نخواهد داشت.سوال: تا چه حد نظم فعلی جهان عادلانه است که در آن کشورهایی که سلاح هسته‌ای دارند، به دیگر کشورها اجازه توسعه آن را نمی‌دهند؟ چرا برخی مجازند و برخی نه؟ آیا زمان بازنگری در این نظم فرا نرسیده است؟پاسخ: چارچوب حقوقی و قراردادی مربوط به منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای عملاً فروپاشیده و فناوری ساخت آن نیز به‌خوبی شناخته شده است. با توجه به اینکه فهرست کشورهایی که خواهان دستیابی به آن هستند به‌طور قابل توجهی افزایش یافته (طبق برخی برآوردها بین ۲۰ تا ۴۰ کشور) و همچنین توانایی‌های شناختی و محدودیت‌های اخلاقی سیاستمداران امروزی به طور قابل توجهی تضعیف شده است، حتی بدون لغو محدودیت‌ها برای داشتن سلاح هسته‌ای نیز در جهانی غیرقابل پیش‌بینی به سر می‌بریم. بنابراین من این پرسش را به این شکل مطرح نمی‌کنم. برعکس، باید به رژیم عدم اشاعه بازگشت و حتی آن را سخت‌گیرانه‌تر کرد.
ما به نوعی دلیل اصلی ممنوعیت شدید دستیابی برخی کشورها به سلاح هسته‌ای را فراموش کرده‌ایم: اصل شناخت ناکارآمدی رژیم‌های سیاسی از سوی جامعه بین‌المللی (به‌ویژه کشورهای عضو معاهده عدم اشاعه). امروز که کل نظام حقوق بین‌الملل فرو پاشیده، این اصل نیز اهمیت خود را از دست داده است. قصد متهم کردن جانبی را ندارم، اما اگر منصف باشیم، امروز نشانه‌های عدم تعادل را در کسانی می‌بینیم که تا همین اواخر «مشعل‌داران دموکراسی» محسوب می‌شدند.سوال: آمریکا و رژیم صهیونیستی با آغاز تجاوز نظامی علیه ایران، آن هم با بهانه‌های ساختگی، عملاً خود را در کنار روسیه قرار داده‌اند که به اوکراین حمله کرده است. آیا فکر نمی‌کنید واکنش جامعه جهانی باید نسبت به آن‌ها نیز مشابه باشد و محدودیت‌هایی که علیه روسیه اعمال شده، به آمریکا و رژیم صهیونیستی هم تعمیم یابد؟ یا به اصطلاح رایج، «این مورد فرق می‌کند»؟پاسخ: من این دو مورد را در یک سطح قرار نمی‌دهم. بله، اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران یک تجاوز آشکار است و تقریباً همه حقوق‌دانان بین‌المللی آن را تأیید می‌کنند. موضوع کاملاً روشن است: شما تقریبا در حال پایان دادن به مذاکرات با ایران هستید، تاریخ دور بعدی را تعیین می‌کنید، اما به‌جای ادامه گفت‌وگو، حمله موشکی و هوایی انجام می‌دهید و رهبری و حتی غیرنظامیان، از جمله کودکان بی‌گناه به شهادت می‌رسند.در مورد روسیه، متهم کردن آن به تجاوز دشوار است. این کشور در چارچوب حقوق بین‌الملل عمل کرده است. ماده ۵۱ منشور سازمان ملل (حق دفاع از خود) لغو نشده، همان‌طور که اعلامیه اصول حقوق بین‌الملل درباره روابط دوستانه میان کشورها (مصوب ۱۹۷۰) نیز پابرجاست.
طبق این اعلامیه، تمامیت ارضی تنها برای کشورهایی محترم شمرده می‌شود که دولت‌هایشان به حق تعیین سرنوشت ملت‌ها احترام بگذارند و نماینده کل جمعیت باشند. اینکه آیا این موضوع درباره اوکراین پس از سال ۲۰۰۴ صدق می‌کند یا نه، جای بحث دارد.علاوه بر این، روسیه بارها درباره «خطوط قرمز» خود به غرب هشدار داده بود. از جمله سخنرانی «ولادیمیر پوتین» در «مونیخ» در سال ۲۰۰۷ یا اولتیماتوم «ریابکوف» در دسامبر ۲۰۲۱. واقعیت این است که غرب نه‌تنها این هشدارها را نادیده گرفت، بلکه اقداماتی انجام داد که در روسیه به‌عنوان تهدیدی علیه منافع ملی تلقی شد. امروز با توجه به لحن جنگ‌طلبانه «ائتلاف داوطلبان» و اقدامات نیروهای نیابتی آن‌ها در اوکراین، این موضوع کاملاً آشکار است.بنابراین سوال شما بیشتر جنبه بلاغی دارد. بدون شک، واکنش جامعه جهانی به تجاوز باید متناسب باشد. اما چه کسی رژیم صهیونیستی را به‌خاطر تخریب کامل غزه محکوم کرد؟ یا آمریکا را به‌خاطر نابودی لیبی، عراق و سوریه و ربودن رهبر یک کشور؟ من چنین واکنش شدیدی از سوی سازمان ملل ندیدم. این دقیقاً همان چیزی است که «سیاست استانداردهای دوگانه» و «حق زور» نامیده می‌شود؛ مفهومی که در اسناد دکترین آمریکا با عنوان زیبا «صلح از طریق قدرت» بیان شده است.سوال: شاید این سوال عجیب و غریب به نظر برسد، اما آیا می‌توان از جنگ کنونی در خاورمیانه برای قزاقستان مزایایی سیاسی یا اقتصادی متصور شد؟ یا پیامدهای منفی آن بیشتر خواهد بود؟پاسخ: مزایا بسیار محدود و کوتاه‌مدت هستند، مانند افزایش قیمت حامل‌های انرژی که شاید بتواند بودجه را تقویت کند. اما جنبه‌های منفی زیادند: نخست، قزاقستان عضو «شورای صلح» و «پیمان ابراهیم» است که بعید است در شرایط کنونی قابل اجرا باشند.
این نه‌تنها به دلیل تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، بلکه به دلیل اظهارات نامناسب «دونالد ترامپ» در مورد ارزیابی رهبران جهان عرب نیز هست. گذشته از آن بعید است کسی مایل باشد به تلاش‌های «صلح‌طلبانه» آمریکا و اسرائیل و همچنین امکان امضای توافق‌نامه‌های بلندمدت با آنها اعتقاد داشته باشد. وجهه آنها کاملاً از بین رفته است.دوم، تمام پروژه‌های حمل و نقل و لجستیک ما در معرض خطر قرار گرفته‌اند. حتی اگر جنگ در غرب آسیا زیاد طول نکشد، بازگرداندن اصل اعتماد زمان می‌برد که بدون آن اجرای همه این پروژه‌ها غیرممکن است.سوم، ضررهایی از معاملات صادرات و واردات با ایران وجود دارد. اگرچه به اندازه زیاد قابل توجه نیستند، اما مهم می‌باشد.چهارم، رشد تقریباً اجتناب‌ناپذیر افراط‌گرایی در خاورمیانه وجود دارد. بگذارید یادآوری کنم که عملیات آمریکا در عراق بود که منجر به ظهور داعش شد و ایران یکی از معدود کشورهایی بود که به طور مؤثر در برابر آن مقاومت کرد. تخریب ایران منجر به مشکلات حتی بزرگتری خواهد شد. ما در معرض خطر قرار داریم.پنجم، احتمال رکود اقتصادی در چین به دلیل کمبود انرژی، که پیامدهای آن به آسیای مرکزی نیز سرایت خواهد کرد.سوال: قزاقستان چه درس‌هایی سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی باید از جنگ‌های جاری بگیرد؟پاسخ: مهم‌ترین درس این است که نظام حقوق بین‌الملل عملاً فرو پاشیده و «سیاست دوگانه» و «حق زور» حاکم شده‌اند. اعتماد به «ابتکارات صلح‌طلبانه» دموکراسی غرب پرهزینه است. باید به دنبال متحدان قابل اعتماد بود.
جهان وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی، جنگ و بحران شده که احتمالاً طولانی خواهد بود. وظیفه ما این است که از گرفتار شدن در درگیری‌های قدرت‌های بزرگ جلوگیری کنیم.سوال: نظم جهانی در آینده نزدیک چگونه تغییر خواهد کرد و جایگاه قزاقستان در آن چه خواهد بود؟پاسخ: پیش‌بینی در این زمان کار دشواری است. شخصاً چندان به ایده چند مرکزی شدن جهان زیاد باور ندارم، اما حتی اگر شروع به تحقق کند، پیش از آن درگیری‌های جدی رخ خواهد داد. پرسش اصلی این است که پس از آن چه باقی می‌ماند و چه مراکز قدرتی شکل می‌گیرند. وظیفه ما این است که به‌موقع جهت‌گیری کنیم و انتخاب درستی داشته باشیم.
10:40 - 13 فروردین 1405

49٫8k بازدید